دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

331

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

و وسايل ويژه است و تأويل عملا داراى قدرت انجام كارى همسنگ با نقل است كه به نوعى ديگر تفسير و يا با عبارات حقوقى اجتهاد و يا ظن خواهد بود . اصالت و فريبندگى اين مكتب دقيقا در سنجيدگى تئورى ظن نهفته است . « قوت ظن » يك ضرورت عملى تأسف‌بار بود كه چيزى جز توسل به نامعلوم بارنياورده و در نظام اقتصاد دولت صفوى اعلام موكد نوعى اصل تأديه مكرر وجود داشت كه داراى ارزشى جهانى بود و در همه تصميمات نيازمند پرورش مقام مقتدر دنيوى بود با اين شرايط كه ارزشهاى واقعى ( كه جاى نقض هم داشت ) در زندگى آينده منظور شود . اصوليها با اين‌روش خود را از هرنوع حق احياء و تجديد محروم كردند و امام را با عملكردى واحد ( كه در زمان و مكان غيرقابل تغيير بود ) براساس عملكرد و فعاليتها آنها تنها گذاشتند . آنها پيجوئى آرمانهاى عدالت مطلق را كه فقط از طريق شرع قابل دسترسى بود و از وظايف امام بشمار مىرفت ، وانهادند و فقط به تحقق شرع در مقتضات متحول ، تقريبا با وجودىترين شيوه پرداختند . حقيقت از منظر مذهبى منحصر به تجربه و عملكرد مستقيم و روزمره شريعت شد ، درحاليكه حقيقت ابعاد امامت وسيله صرفا منطقى بود كه تعريف اين حقيقت محض را ميسر مىساخت . حقيقت به ساحت اسطوره‌ها تعلق داشت نه به ساحت متافيزيك . پىآمد منطقى اين نظريه اين بود كه نمىتوان وحى ديگرى را انتظار داشت : امام ديگر يك مهدى بالقوه انقلابى نبود و بر پايگاه او روحانىاى نشسته بود كه اوضاع را به نفع او مىچرخاند . ديگر ظهور و ورود امام انتظار نمىرفت چون پيشتر اينجا بود و غيبت كرده و در رؤياهاى مومنان حاضر است . و اين رؤياها ديگر از حقوق ويژه اولياء و انبياء نيست بلكه با نوعى روند افزايشى در كل مؤمنان گسترش يافته است . اخباريها از نظر ايدئولوژيك در موضع كهنه‌اى قرار داشتند ، نه به دليل هرنوع ضدارزشها در مقابل اصوليها ، بلكه صرفا به اين دليل كه آنها بر خلاف اعتقادشان بعضى از اختيارات را نگهداشتند ؛ آنها با توسل به اخبار در قالب بسيار فردباورانه و غفلت از قدرت اجتهاد ، از يك طرف از ايجاد عنصرى كه مىبايد به‌جاى امام مىنشست و وجود او فعال و ضرورى مىبود ، بازماندند ؛ و از طرف ديگر ، از شكل‌گيرى يك نقل جديد هم به منزله ظاهر سنت امامت كه تنها روش تفسير پيام نبوى بود ، جلوگيرى كردند . لذا سنت فقط تأويل قرآن شد و تفسير برخاسته از آن نيز اين امكان را پيش نكشيد كه تفسير صحيح از سنت مزبور بايد اراده امام باشد كه يك روزى شريعت را تغيير خواهد داد . هنوز در وجدان مذهبى جامعه انتظار ظهور مهدى ( عج ) و تعاليم او امكان تغيير و تحول جامعه از بالا موج مىزد . اين شرايط ( كه به هيچ‌وجه از نظر شريعت شيعى غيرعادى نبود و